تبلیغات
Iran NDE - تجربه مرگ/ کارل کروزلنیسکی/ترجمه: زینب همتی
Iran NDE
نخستین وبلاگ ویژه بررسی‌های علمی تجربه‌های نزدیك به مرگ در ایران
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط م اعتمادی‌نیا | نظرات ()

(این نوشتار نخستین بار در روزنامه اعتماد، شماره1374، در تاریخ 3 اردیبهشت1386 انتشار یافته است)

 اغلب ما دلایل قابل قبولی برای پذیرش آنچه «تجربه نزدیک به مرگ»( Near-Death Experience)  نامیده میشود، داریم. گفته می شود این تجربه زمانی اتفاق می افتد که شما مرگ واقعی را تجربه می کنید. در آن لحظه شما صداهای عجیب و غریبی می شنوید. در ادامه می بینید که به حالت شناور درآمده و به راحتی می توانید جسم خود را از بالا ببینید. در این حالت احساس آرامش و راحتی خیال کرده و از پرواز خود لذت می برید. سپس می بینید که به سمت تونلی حرکت کرده و وارد تونل می شوید. در انتهای تونل، نور روشنی را می بینید. با نزدیک شدن به منبع روشنایی عده یی را می بینید که آنها نیز مرده اند. آنها به تو می گویند که زمان مرگ تو نرسیده و تو باید به زمین برگردی.

اغلب ما دلایل قابل قبولی برای پذیرش آنچه «تجربه نزدیک به مرگ»( Near-Death Experience)  نامیده می شود، داریم. گفته می شود این تجربه زمانی اتفاق می افتد که شما مرگ واقعی را تجربه می کنید. در آن لحظه شما صداهای عجیب و غریبی می شنوید. در ادامه می بینید که به حالت شناور درآمده و به راحتی می توانید جسم خود را از بالا ببینید. در این حالت احساس آرامش و راحتی خیال کرده و از پرواز خود لذت می برید. سپس می بینید که به سمت تونلی حرکت کرده و وارد تونل می شوید. در انتهای تونل، نور روشنی را می بینید. با نزدیک شدن به منبع روشنایی عده یی را می بینید که آنها نیز مرده اند. آنها به تو می گویند که زمان مرگ تو نرسیده و تو باید به زمین برگردی. به طور خلاصه می توان گفت که اکثریت مردم معتقدند تنها افرادی که در حال مرگ هستند می توانند NDE را تجربه کنند و در واقع، تنها آنها هستند که می توانند زندگی پس از مرگ را ببینند-اما عده یی نیز معتقدند که پدیده «تجربه نزدیک به مرگ» واقعیتی حقیقی است و به غیر از مرگ، در برخی شرایط خاص نیز می توان آن را تجربه کرد.     در سال 1926، «ویلیام برت»، یکی از اعضای انجمن سلطنتی، تعدادی کتاب در خصوص لحظات آخر زندگی به چاپ رساند. نجات یافتگان از مرگ جزئیات دقیق لحظات آخر زندگی خود را برای او شرح داده و او نیز آنها را چاپ کرد. اما در سال 1975 بود که NDE با چاپ کتاب پرفروش «ریموند مودی» با عنوان «زندگی پس از مرگ»، به یک واقعیت عامه پسند تبدیل شد. این کتاب حاوی حکایت ها و داستان های نزدیک به 50 نفر از نجات یافتگان از مرگ بود. در ابتدا عده زیادی از مردم در مقابل پذیرش مفهوم NDE مقاومت می کردند اما با تحقیقات بیشتر معلوم شد که این پدیده چیز غیرعادی نبوده و به راحتی می توان با آن کنار آمد.
نزدیک به 10 تا 20 درصد از کسانی که دچار حمله قلبی شده و زنده مانده اند، ادعا کرده اند که NDE را تجربه کرده اند. حتی نجات یافتگان از مرگ با جریان برق، کما، خودکشی ناموفق، شوک های ناشی از خونریزی شدید، عفونت یا آنافیلاکسی و حتی افرادی که نزدیک بوده غرق شوند همگی تجربه یکسانی از پدیده NDE داشته اند.
ذکر این نکته ضروری است که «تجربه نزدیک به مرگ» همیشه با مرگ مرتبط نیست (بر خلاف حرف D در (NDE. به عنوان مثال، خلبان های هواپیماهای شکاری به هنگام تعلیم خلبانی در سانتریفوژهایی قرار می‌گیرند که فشار زیادی را به آنها وارد می آورد. این فشار که ناشی از نیروی جاذبه است، باعث حرکت سریع خون از مغز به سمت پاهای آنها می شود. در این حالت چشمان خلبان سیاهی رفته و به سرعت بیهوش می شود. نزدیک به 20 درصد از خلبان هایی که در این سانتریفوژها قرار گرفته‌اند ادعا کرده اند که چیزی شبیه NDE را تجربه کرده‌اند و حتی عده یی نیز گفته اند که خروج از جسم را تجربه کرده و توانسته اند جسم خود را از بالا مشاهده کنند. آنچه NDE را از مرگ جدا می کند این است که نزدیک به 50 درصد از کسانی که NDE را تجربه کرده اند بدون هیچ گونه کمک پزشکی از مرگ نجات یافته و به دنیا بازگشته‌اند.

 ما هنوز نمی دانیم که چه چیزی موجب NDE می شود. البته دلیلش نیز بسیار ساده است: مغز ما به طرز خارق العاده یی پیچیده است. مغز اطلاعاتی را از حس های اولیه ما مثل بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه دریافت می کند. گیرنده های موجود در پوست اطلاعاتی راجع به درجه حرارت، درد و فشار را دریافت می کنند در حالی که گیرنده های موجود در گوش اطلاعات مربوط به تعادل و جهت گیری ما را تحت پوشش خود قرار می دهند. گیرنده های موجود در مفاصل، تاندون ها، ماهیچه ها و استخوان ها به مغزمان می گویند که اندام های حرکتی ما در چه وضعیتی قرار گرفته اند. تمامی این اطلاعات و اطلاعات دیگری از این دست، همانند رودخانه هایی که نهایتاً یه دریا می ریزند به سمت مغز حرکت می کنند تا ما احساس قدرتمندی که هوشیاری نامیده می شود را داشته باشیم.
نزدیک به دو جین تئوری در خصوص اینکه چرا NDE اتفاق می افتد، وجود دارد. از این تئوری ها می توان به فعالیت الکتریکی عجیب و غریب در بخش هایی از مغز، وجود اندورفین ها در ساقه مغز، وجود مواد شیمیایی طبیعی قوی در مغز مثل endopsychosin، دخالت رویاهای REM در میزان سطح هوشیاری و تعداد زیادی تئوری دیگر اشاره کرد. اما اخیراً دکتر «اولاف بلانک» که یک متخصص اعصاب است، توانست «تجربه نزدیک به مرگ» را در آزمایشگاه شبیه سازی کند. او با الکتریسیته بخشی از مغز را که شکنج (چین سینوسی مغز) گوشه‌یی چپ نامیده می شود تحریک کرد. بیمارانی که تحت این آزمایش قرار گرفته بودند اعلام کردند که سایه فردی را پشت سر خود دیده اند. هنگامی که او شکنج گوشه‌یی راست مغز را تحریک کرد بیماران اعلام کردند به وضوح دیده اند که از جسم خود خارج شده و حتی توانسته اند جسم خود را از بالا نگاه کنند. در واقع، آنها خروج از جسم را تجربه کرده بودند.
در آینده ممکن است اطلاعات ما درباره عملکرد مغز آنقدر افزایش پیدا کند تا بتوانیم «تجربه نزدیک به مرگ» را به طور کامل درک کنیم. اما در حال حاضر می دانیم که برای تجربه این پدیده لازم نیست که شما حتماً بمیرید. این بدان معناست که زندگی پس از مرگ وجود داشته و نمی توان آن را به کذب انکار کرد.



.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
این وبلاگ با هدف بررسی ابعاد روانی، فیزیولوژیك و مذهبی تجربه‌های نزدیك به مرگ و تدوین و انتشار نخستین پژوهش تحلیلی متكی به تجربه‌های نزدیك به مرگ تجربه‌گران ایرانی،از همه كسانی كه واجد چنین تجربه‌ای بوده‌اند و یا اطلاعی از افراد واجد تجربه دارنددعوت به همكاری می‌نماید.
چقدر می‌دانیم؟
ـ آمار گزارش‌های مربوط به تجربه‌های نزدیك به مرگ به دلیل پیشرفت روزافزون روش‌های احیاء (resuscitation) از رشدی فزاینده برخوردار است.
ـ میزان شیوع تجربه‌های نزدیك به مرگ در میان بیماران مبتلاء به ایست قلبی، یازده تا بیست و سه درصد گزارش شده است.
ـ كودكان نیز در تجربه‌های نزدیك به مرگ خود كم و بیش اغلب مؤلفه‌های تجربه بزرگسالان را گزارش می‌كنند با این تفاوت كه مثلا به جای رؤیت خویشان درگذشته، از مشاهده همكلاسی‌ها و معلمانشان سخن می‌گویند.
ـ برخی از تجربه‌گران جدا شدن از جسم خود را مشابه درآوردن لباس یا پوست‌اندازی توصیف كرده‌اند. ـ محتوای تجربه نزدیك به مرگ كودكان عمدتا ساده‌تر از بزرگسالان است و معمولا توصیف تجربه برای كودكان دشوار است اما با وجود این، هسته اصلی تجربه آنان مشابه بزرگسالان است.
در آستانه مرگ
پس از سانحه تصادف، اتوبوس آسیب دیده و افراد زخمی را از موقعیتی فوقانی نظاره می‌كردم. به یاد دارم كه در صندلی جلویی من یك سرباز نشسته بود. دیدم كه بخاری از جسم بر زمین افتاده این فرد بلند شد و با سرعت زیاد در فضا اوج گرفت و بلافاصله از ارتفاعی كه من در آن قرار داشتم نیز عبور كرد. جالب آن‌كه بعدها متوجه شدم تنها كشتة حادثه همان سربازی بود كه در صندلی جلویی من نشسته بود. هنگامی كه جسم خودم را نیز در میان اجساد دیدم، با خود گفتم: خدایا! پس ما هم مردیم اما چقدر راحت بود! در این میان مادرم را دیدم كه به طرف جسمم رفت و دستش را در میان موهایم كشید و گفت: زنده‌ای؟ در این اوضاع با خودم می‌گفتم: پیش از این یكی از برادرانم از دنیا رفته است، بازنگشتن من برای مادرم بسیار دردناك خواهد بود. در حالی كه احساس می‌كردم از كسی خواهش می‌كنم كه مرا بازگرداند، صدایی به گوشم رسید كه می‌گفت: «او را باید برگردانید، الآن وقتش نیست.» پس از این بسیار آهسته و آرام به كالبدم بازگشتم.
بخشی از تجربه دكتر محسن میرزایی
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.