تبلیغات
Iran NDE - اجمالی در باب تجربه‌های نزدیك به مرگ(1) / مجتبی اعتمادی‌نیا
Iran NDE
نخستین وبلاگ ویژه بررسی‌های علمی تجربه‌های نزدیك به مرگ در ایران
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط م اعتمادی‌نیا | نظرات ()
امروزه فیلسوفان دین در حوزه براهین پسینی (posteriori arguments) ناظر به حیات پس از مرگ، از مقوله‌ای به نام تجربه‌های نزدیك به مرگ(Near Death Experiences) سخن می‌گویند. این موضوع كه فصل مشترك بررسی‌های فراروانشناسی (parapsychology)، روانشناسی، روانپزشکی، طب بیمارستانی hospital medicine)  (فلسفه دین و روان‌شناسی دین به شمار می‌رود، امروزه توجه بسیاری از كسانی كه علاقه‌مندند تا گزاره‌های دینی خود را با روشی غیر از روش سنتی استدلالات فلسفی و كلامی به اثبات رسانند، به خود جلب نموده است.(1)
 امروزه فیلسوفان دین در حوزه براهین پسینی (posteriori arguments) ناظر به حیات پس از مرگ، از مقوله‌ای به نام تجربه‌های نزدیك به مرگ(Near Death Experiences) سخن می‌گویند. این موضوع كه فصل مشترك بررسی‌های فراروانشناسی (parapsychology)، روانشناسی، روانپزشکی، طب بیمارستانی hospital medicine)  (فلسفه دین و روان‌شناسی دین به شمار می‌رود، امروزه توجه بسیاری از كسانی كه علاقه‌مندند تا گزاره‌های دینی خود را با روشی غیر از روش سنتی استدلالات فلسفی و كلامی به اثبات رسانند، به خود جلب نموده است.(1) از آنجا كه آمار افراد واجد چنین تجربه‌ای در دهه‌های اخیر كاملا غیرقابل تصور بوده است،(2) برخی برآنند كه تجربه‌های نزدیك به مرگ، امروزه ملموس‌ترین پدیده‌ای است كه وجود روح و ادامه حیات آن را پس از مرگ اثبات می‌كند. در واقع مواد خام استدلالات فلسفی و كلامی این گروه از پژوهشگران، به جای آنكه مفاهیم انتزاعی و گزاره‌های درون دینی ناظر به حیات پس از مرگ باشد، گزارش‌های متعدد كسانی است كه آگاهانه در طی فرآیند مرگ فیزیولوژیكی و یا وضعیتی نزدیك به آن، احساس جدایی از بدن فیزیكی و مواجهه با بسیاری از پدیده‌ها و رویدادهای غیر مادی و اعجاب برانگیز را از سر گذرانده‌اند.
واجدان چنین تجربه‌هایی از موجودیت فارغ از كالبد خود كه با حالاتی نظیر احساس آرامش غیرقابل توصیف، ورود به دالان تاریكی، مشاهده نوری خیره كننده و لبریز از عشقی نامشروط، ملاقات با موجودات روحانی، مرور رویدادهای زندگی و احساس قضاوت درباره خود قرین است، آگاهی كامل داشته‌اند؛ به نحوی كه اغلب توانسته‌اند پس از پشت سرگذاردن این وضعیت، تمام این خاطرات را با دقت و وضوح هرچه تمامتر برای دیگران روایت كنند. این افراد عمدتاً با از سرگذراندن چنین تجربه‌ای، تأثیراتی مثبت در زندگی خود پدید می‌آورند و به نظر اغلب آنان، مواجهة با مرگ علاوه بر آنكه ترس از مرگ را به نحوی باور نكردنی از وجود آنان زائل نموده، به زندگی شخصی آنان نیز معنای بیشتری بخشیده است.
 در این میان، محققان با بررسی صدها توصیف پدیداری اشخاص واجد تجربه نزدیك به مرگ دریافته‌اند كه این افراد، فارغ از سن، نژاد، دین و یا ملیتشان، روایت‌های نسبتاً مشابهی از این رویداد عرضه نموده‌اند و این مشابهت‌ها از نظر كمیت و كیفیت به گونه‌ای است كه باید احتمال تصادف، توهم و اختلالات روانی و عصبی را دراین‌باره به شدت تردید‌آمیز تلقی نمود(3).
 براین اساس، تاكنون نظریه‌پردازان مختلفی متكی به نظرگاه‌های متمایز خود، تجربه‌های نزدیك به مرگ را تفسیر نموده‌اند كه در این میان می‌توان حداقل از چهارنظرگاه عمده و قابل توجه ناظر به تفسیر تجربه‌های نزدیك به مرگ نام برد(4):
 الف) تفسیر مبتنی بر عوامل غیرطبیعی (نظیر دخالت‌های شیطانی، جن‌زدگی و یا دست‌اندازی‌های موجودات ماورائی)
 ب) تفسیر مبتنی بر عوامل طبیعی و فیزیولوژیكی
 ج) تفسیر مبتنی بر عوامل ذهنی و روانی ناشی از بروز مرگ
د) تفسیر مبتنی بر گزاره‌های دینی ناظر به حیات پس از مرگ
 در این میان، تفاسیر پدیدارشناسانه مبتنی بر گزاره‌های دینی ناظر به حیات پس از مرگ به رغم چالش‌های قابل توجهی كه در پیش‌رو دارد(5)، امروزه به شدت مورد علاقه دین‌پژوهان واقع شده است. اینكه شرطی شدگی‌های فرهنگی و اعتقادات دینی صاحب تجربه تا چه حد در منظره‌آمیزی(6) تجربه‌های نزدیك به مرگ نقش ایفا می‌كند، امروزه یكی از مهمترین سؤالاتی است كه پژوهشگران این حوزه اعم از دین‌شناسان و روان‌شناسان دین را معطوف به خود نموده است.(7) اما به هر روی، اغلب پژوهشگران معتقدند كه گزاره‌های دینی ناظر به حیات پس از مرگ، به خوبی می‌تواند مرجعی قابل تأمل در تبیین بسیاری از مفاد تجربه‌های نزدیك به مرگ (كه شدیداً با دشواری در تبیین مواجهند) به شمار آید.

 پی‌نوشت‌ها: 
 1 . این اتفاق، به طور خاص پس از انتشار كتابLife After life  اثر دكتر ریموند مودی در سال1975 شكل تازه‌ای یافت.
 2 . سازمان آمارگیری گالوپ در سال1982 در بررسی خود اعلام كرده است كه هشت میلیون آمریكایی بزرگسال واجد تجربه نزدیك به مرگ هستند كه در مقایسه با جمعیت ایالات متحده در این سال، از هر20نفر، یكی واجد تجربه نزدیك به مرگ بوده است.
3 . امروزه تئوری‌های فراشخصیتی(Transpersonal) درباب تجربه‌های نزدیك به مرگ، مصرّا در پی آنند تا اثبات نمایند كه این تجربه‌ها به جای آنكه ناشی از اختلالات مغزی و روانی و محصول توهمات و بر ساخته‌های ناخودآگاه و احیانا خودآگاه روانی فرد باشند، اصولا نشأت گرفته از ساحت روحانی و فراشخصیتی انسان‌هاست.
4. گفتنی است كه شقوق متنوعی ذیل عناوین فوق، امروزه در میان پژوهشگران، طرفداران خاص خود را دارد.
 5. یكی از مهمترین این چالش‌ها آن است كه تنها افراد بسیار كمی (در حدود 3درصد) تجربه‌های جهنمی و رنج‌آور را از سرگذرانده‌اند و اغلب قریب به اتفاق تجربه‌كنندگان، آنچنان مجذوب زیبایی و شكوه تجربه خود شده‌اند كه بازگشت به كالبد فیزیكی برای آنان به نحو غیرقابل توصیفی نامطبوع است. علاوه براین، كارلیس اوسیس و ارلندور هارالدسون، دو تن از پژوهشگرانی كه نقش عوامل فرهنگی را در كیفیت تجربه‌های نزدیك به مرگ بررسیده‌اند، در نهایت دریافتند كه تجربه‌های دیداری شخص محتضر در دو فرهنگ دینی مسیحی و هندو (كه خاصتا موضوع بررسی این دو پژوهشگر بوده است)، غالبا خلاف آموزه‌های خاص این دو آیین در باب جهان پس از مرگ است. (نك: ولف، دیوید، روان‌شناسی دین، ترجمه محمد دهقانی، تهران، رشد، 1386، ص829)
 6 . این اصطلاح برساخته نگارنده است.
 7 . یكی از پاسخ‌های قابل توجهی كه تاكنون به این پرسش داده شده، آن است كه نظرگاه پیشینی شخص واجد تجربه، حداكثر در تفسیر تجربه‌های نزدیك به مرگ اثرگذار است نه بر كیفیت وقوع و یا محتوای آن. (نك: روان‌شناسی دین، ص830)



.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
این وبلاگ با هدف بررسی ابعاد روانی، فیزیولوژیك و مذهبی تجربه‌های نزدیك به مرگ و تدوین و انتشار نخستین پژوهش تحلیلی متكی به تجربه‌های نزدیك به مرگ تجربه‌گران ایرانی،از همه كسانی كه واجد چنین تجربه‌ای بوده‌اند و یا اطلاعی از افراد واجد تجربه دارنددعوت به همكاری می‌نماید.
چقدر می‌دانیم؟
ـ آمار گزارش‌های مربوط به تجربه‌های نزدیك به مرگ به دلیل پیشرفت روزافزون روش‌های احیاء (resuscitation) از رشدی فزاینده برخوردار است.
ـ میزان شیوع تجربه‌های نزدیك به مرگ در میان بیماران مبتلاء به ایست قلبی، یازده تا بیست و سه درصد گزارش شده است.
ـ كودكان نیز در تجربه‌های نزدیك به مرگ خود كم و بیش اغلب مؤلفه‌های تجربه بزرگسالان را گزارش می‌كنند با این تفاوت كه مثلا به جای رؤیت خویشان درگذشته، از مشاهده همكلاسی‌ها و معلمانشان سخن می‌گویند.
ـ برخی از تجربه‌گران جدا شدن از جسم خود را مشابه درآوردن لباس یا پوست‌اندازی توصیف كرده‌اند. ـ محتوای تجربه نزدیك به مرگ كودكان عمدتا ساده‌تر از بزرگسالان است و معمولا توصیف تجربه برای كودكان دشوار است اما با وجود این، هسته اصلی تجربه آنان مشابه بزرگسالان است.
در آستانه مرگ
پس از سانحه تصادف، اتوبوس آسیب دیده و افراد زخمی را از موقعیتی فوقانی نظاره می‌كردم. به یاد دارم كه در صندلی جلویی من یك سرباز نشسته بود. دیدم كه بخاری از جسم بر زمین افتاده این فرد بلند شد و با سرعت زیاد در فضا اوج گرفت و بلافاصله از ارتفاعی كه من در آن قرار داشتم نیز عبور كرد. جالب آن‌كه بعدها متوجه شدم تنها كشتة حادثه همان سربازی بود كه در صندلی جلویی من نشسته بود. هنگامی كه جسم خودم را نیز در میان اجساد دیدم، با خود گفتم: خدایا! پس ما هم مردیم اما چقدر راحت بود! در این میان مادرم را دیدم كه به طرف جسمم رفت و دستش را در میان موهایم كشید و گفت: زنده‌ای؟ در این اوضاع با خودم می‌گفتم: پیش از این یكی از برادرانم از دنیا رفته است، بازنگشتن من برای مادرم بسیار دردناك خواهد بود. در حالی كه احساس می‌كردم از كسی خواهش می‌كنم كه مرا بازگرداند، صدایی به گوشم رسید كه می‌گفت: «او را باید برگردانید، الآن وقتش نیست.» پس از این بسیار آهسته و آرام به كالبدم بازگشتم.
بخشی از تجربه دكتر محسن میرزایی
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.