تبلیغات
Iran NDE - اجمالی در باب تجربه‌های نزدیك به مرگ(2)/ مجتبی اعتمادی‌نیا
Iran NDE
نخستین وبلاگ ویژه بررسی‌های علمی تجربه‌های نزدیك به مرگ در ایران
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط م اعتمادی‌نیا | نظرات ()
تجربه نزدیك به مرگ، تجربه‌ای است آگاهانه كه در آن، فرد احساس جدایی از جهان فیزیكی را در طی فرایند مرگ فیزیولوژیكی از سر می‌گذراند. [در این رویداد] افراد ممكن است مرگ فیزیولوژیكی خود را تجربه كنند و در همان زمان از موجودیتِ فارغ از كالبد خود در وضعیتی متفاوت (كه ممكن است شامل احساس آرامش، آگاهی نسبت به جدا بودن از بدن، ورود به تاریكی، مشاهدة نور، ملاقات با موجودات روحانی، مررو گستردة [اتفاقات] زندگی و احساس قضاوت دربارة خود باشد) آگاهی داشته باشند. (Moody, 1975; Morse, 1990, Ring, 1980)
 صاحبان تجربه‌های نزدیك به مرگ، عموماً تأثیرات مثبتی از تجربه‌های خود به دست می‌آورند و به نظر می‌رسد مواجهة آنان با مرگ، معنای بیشتری به زندگی شخصی آنان می‌بخشد.(Kalish, 1981) تجربه‌های نزدیك به مرگ می‌توانند به دلیل ماهیت متعالی‌شان نسبت به قلمرو فیزیكی شخصی معمول و ساحت ذهنی آگاهی‌های انسانی، تجربه‌های «فراشخصیتی» قلمداد شوند. تجربه‌های فراشخصیتی رویدادهایی هستند كه از استعداد برتر و غایی انسانی نشأت می‌گیرند و مافوق نفس و تشخّص فردی به شمار می‌آیند. (Lajoie & Shapiro, 1992: p. 90)
به منظور ارزیابی مؤثر تجربه‌های نزدیك به مرگ، داشتن دركی از باورهای شخصی ناظر به حیات پس از مرگ ضروری است. بنا به تصریح كلیهر و اروین (Kellehear & Irwin, 1990) تفسیر تجربه‌‌های نزدیك به مرگ ممكن است با شرطی‌شدگی اجتماعی و باورهای صاحب تجربه در ارتباط باشد؛ نظیر اینكه[ممكن است] این تجربه در ارتباط با اعتقادات دینی تجربه‌گر در رابطه با حیات پس از مرگ تفسیر شود.
بررسی‌های پرشمار انجام شده در ایالات متحده، مؤید باور اكثریت مردم به حیات پس از مرگ است(Kalish, 1981; Kellehear & Irwin, 1990; Klenow & Bolin, 1989, Rodabough, 1985). روان‌شناسی به نام چارلز تارت (1991Charles Tart,)  در مقاله خود با عنوان « وضعیت‌های دیگرگون آگاهی و امكان رهایی از مرگ» بحثی را درباره باور خود مبنی بر اینكه انسان‌ها برخی از اقسام آگاهی را مجدداً پس از مرگ بازمی‌یابند، مطرح می‌كند. وی اظهار می‌دارد: تجربه بی‌واسطة وجود و حضور در قالبی كه به نظر می‌رسد اندكی و یا كاملا مستقل از كالبد فیزیكی است، نسبتاً در [همه] تغییر وضعیت‌های مختلف آگاهی عمومیت دارد و این نوع از تجربه، بخش عمدة دانش بی‌واسطه‌ای كه یك فرد ممكن است درباره بقای پس از مرگ داشته باشد را تشكیل می‌دهد. بریَن وایس (Brian Weiss,1988)  پژوهشگر زندگی‌های گذشته(Past-life researcher) بیان می‌كند كه بسیاری از سوژه‌های او تجربه‌هایی را گزارش نموده‌اند كه به نظر می‌رسد [نمایانگر] حیات پس از مرگ است و [در این میان] آن دسته از تجربه‌ها و اعتقادات گونه‌گون دوران حیات فرد كه متضمن «دین» و «مرگ» است، می‌تواند ادراك فرد از مرگ و حیات پس از آن را تحت تأثیر قرار دهد.
ادیان، متضمن اعمال و مناسك گروهیِ نشأت گرفته از باورهای دینی مشابه هستند. باورهای دینی شخصی یك فرد در بطن آگاهی‌ شخصْ تجربه می‌شود و ممكن است از طریق اعمال و مناسك دینی گوناگون با دیگران مرتبط باشد. باورهای فرد ممكن است از طریق مشاركت‌های اجتماعی شكل‌دهی شوند و بسط پیدا كنند. باورهای دینی ممكن است هم تبیینی برای پدیده‌های تبیین‌ناپذیر فراهم آورند و هم با جوهر تجربیات بشریِ فرا شخصیتی ارتباط برقرار نمایند.
 تفاسیر تجربه‌‌های نزدیك به مرگ می‌تواند متأثر از باورهای دینی ناظر به حیات پس از مرگ باشد. چنین نیست كه پیامد حاصل از تنوع دینی، صرفاً تفاسیر تجربه‌‌های پس از مرگ را متأثر سازد، بلكه این تنوع ممكن است دلیلی برای برخی تفاوت‌ها در توصیف مواجهه با موجودات مجرد، فضای تجربه و فعالیت‌هایی كه در خلال این تجربه گزارش می‌شود نیز باشد. باورهای دینی می‌تواند مرجعی برای تبیین تجربه‌‌های «دشوارْ توضیحِ»(difficult to explain) مرتبط با تجربه نزدیك به مرگ فراهم آورد. (Foos-Graber, 1989; Kübler-Ross, 1991; Moody, 1975, 1977, 1988; Ring, 1980, 1982)  به نظر می‌رسد اغلب گزارش‌های تجربه‌‌ نزدیك به مرگ، مؤید بسیاری از نظریه‌های فلسفی و دینی در ارتباط با اموری نظیر مصاحبت با موجودات مجرد و وجود ساحت‌های متقابل «خوبی» و «بدی» و «بهشت» و «دوزخ» است كه وقوع آنها در حیات پس از مرگ انتظار برده می‌شود.
  
كتابشناسی:
 مآخذ این نوشتار را می‌توانید در بخش «كتابشناسی مآخذ وبلاگ» بیابید.



.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
این وبلاگ با هدف بررسی ابعاد روانی، فیزیولوژیك و مذهبی تجربه‌های نزدیك به مرگ و تدوین و انتشار نخستین پژوهش تحلیلی متكی به تجربه‌های نزدیك به مرگ تجربه‌گران ایرانی،از همه كسانی كه واجد چنین تجربه‌ای بوده‌اند و یا اطلاعی از افراد واجد تجربه دارنددعوت به همكاری می‌نماید.
چقدر می‌دانیم؟
ـ آمار گزارش‌های مربوط به تجربه‌های نزدیك به مرگ به دلیل پیشرفت روزافزون روش‌های احیاء (resuscitation) از رشدی فزاینده برخوردار است.
ـ میزان شیوع تجربه‌های نزدیك به مرگ در میان بیماران مبتلاء به ایست قلبی، یازده تا بیست و سه درصد گزارش شده است.
ـ كودكان نیز در تجربه‌های نزدیك به مرگ خود كم و بیش اغلب مؤلفه‌های تجربه بزرگسالان را گزارش می‌كنند با این تفاوت كه مثلا به جای رؤیت خویشان درگذشته، از مشاهده همكلاسی‌ها و معلمانشان سخن می‌گویند.
ـ برخی از تجربه‌گران جدا شدن از جسم خود را مشابه درآوردن لباس یا پوست‌اندازی توصیف كرده‌اند. ـ محتوای تجربه نزدیك به مرگ كودكان عمدتا ساده‌تر از بزرگسالان است و معمولا توصیف تجربه برای كودكان دشوار است اما با وجود این، هسته اصلی تجربه آنان مشابه بزرگسالان است.
در آستانه مرگ
پس از سانحه تصادف، اتوبوس آسیب دیده و افراد زخمی را از موقعیتی فوقانی نظاره می‌كردم. به یاد دارم كه در صندلی جلویی من یك سرباز نشسته بود. دیدم كه بخاری از جسم بر زمین افتاده این فرد بلند شد و با سرعت زیاد در فضا اوج گرفت و بلافاصله از ارتفاعی كه من در آن قرار داشتم نیز عبور كرد. جالب آن‌كه بعدها متوجه شدم تنها كشتة حادثه همان سربازی بود كه در صندلی جلویی من نشسته بود. هنگامی كه جسم خودم را نیز در میان اجساد دیدم، با خود گفتم: خدایا! پس ما هم مردیم اما چقدر راحت بود! در این میان مادرم را دیدم كه به طرف جسمم رفت و دستش را در میان موهایم كشید و گفت: زنده‌ای؟ در این اوضاع با خودم می‌گفتم: پیش از این یكی از برادرانم از دنیا رفته است، بازنگشتن من برای مادرم بسیار دردناك خواهد بود. در حالی كه احساس می‌كردم از كسی خواهش می‌كنم كه مرا بازگرداند، صدایی به گوشم رسید كه می‌گفت: «او را باید برگردانید، الآن وقتش نیست.» پس از این بسیار آهسته و آرام به كالبدم بازگشتم.
بخشی از تجربه دكتر محسن میرزایی
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.